درباره ما

زاگرس نشینان لر

درباره ما بيشتر بدانيد

زاگرس نشینان لر

زاگرس نشینان لر به وب سایت لر پرس ✋ خوش ✋ آمدید قوم لر یکی از سربلندترین اقوام ایرانی است که نقش بی بدیلی در ساختن تمدن ایرانی ایفا کرده است.مردمان لرزبان در کشورهای ایران-عراق-سوریه-چین(سامورایی ها)-عمان -ترکیه- روسیه و افغانستان زندگی می کنند. لرزبان ایران در جنوب غرب کشور و در امتداد کوههای سر به فلک کشیده زاگرس سکونت دارند.لرستان پشتکوه یا ایلام امروزی از دیر باز یکی از اصلی ترین سکونتگاههای قوم لرمحسوب می شده و می شود.

گالری عکس

زاگرس نشینان لر

گالری تصاویر برگزیده

تصاویر برگزیده به پیشنهاد ما

وبلاگ

زاگرس نشینان لر

مطالب و نوشته ها

نوشته و مطالب ما را دنبال کنيد

ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع نمائيد

جستجو
پيوندها
امکانات سايت

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 34
بازدید دیروز : 11
بازدید هفته : 148
بازدید ماه : 4829
بازدید کل : 136889
تعداد مطالب : 121
تعداد نظرات : 3
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


شعرحماسی اتحاداقوام ایرانی

چهار شنبه 2 دی 1394 ، 16:5

علی(علیا) سرابی یاقوند چهار شنبه 2 دی 1394 فرهنگی

 

درودخداوندبرتمام حسین گویان عالم باد


ایستگاه_اقوام_ایرانی


  سلام ای هموطن،ای یارجانم

سلام ای هم سخن،بردارجانم


سلام ای همنوای دین وایمان

   دلاورمردمان شیرایران


سلام ای آشنای سرزمینم

همافرهای فردینم امینم


سلام ای وارثان ملک عزت

 امیران دلیر،مست غیرت


سلام ای آنکه بردشمن امیری

  توراهرگزمبادذلت پذیری


تویی تفسیرشعرجاودانی

تویی معنی هرسرنهانی


تویی امیددین وزندگانی

تویی پیروزمیدان جهانی


توهستی یاوردردفقیران

توهستی ساغردردیتیمان


توهستی سایبان مستمندان

توهستی پاسبان جان قرآن


توسربازشاهنشاه زمانی

توجانبازپناگاه اذانی


    بنازم غیرت شیعه گری را

که خنثی میکندخیره سری را


درودبرهمت تمام اقوام

مطیع رهبروفرمان امام


درودبرقوم ترک مهدشجاعت

     نمادغیرت وهمت وعزت


سپاس برپهلوانان دلاور 

به کردستان نشینان یلاور


درخشان آسمان ازنوراشراف

دوازده نورماهتابان اعراب


بنازم ملک شیرمردان ایران

به زادکاه همان رستم دستان


سلام برمردمان قوم باستان

شجاعان ودلیرجام لرستان


درودبرمهربانوهای مهرورز

نمی رویدبه خاکشان گل هرز


درودبرمردمان پاک ایران

بلاجویان درملک شهیدان


درودبرمهربانان کیارش

که دردستانشان کمان آرش


همه منتظرظهورعشق اند

که باسیدعلی پرنورعشق اند


همین ایرانیان امت عشق اند

وسربازانشان رحمت عشق اند


تمام شیعیان بدوح عشق اند

زمینی انداماازروح عشق اند


تمام پارسیان لبریزعشق اند

سلاح های عظیم میزعشق اند


اگردنیابه مابسیارجفاکرد

که دراین دشمنی همیارواکرده


ولی الحق توکردی ناامیدش

که باصبرت نمودی توذلیلش


تودادی درس غیرت برزمانه

شدی سرمشق عزت درزمانه


شده دشمن اسیرآسمانت

درودبرسیدعلی میرامامت


اگرخواهی که دشمنت بسوزد

مواظب باش زبانت راندوزد


    چنین علیاوصیت میکندباز

که باهمبستگی شویم سرافراز


نمااجرافرامین خمینی

ولایت رانماییدپشتیبانی


 اگرخواندی وصیت علی را

موظف هستی که نمایی اجرا


نوشتم من پیام مهرودوستی

به شوق اقوام ومیهن پرستی


سراینده:علی(علیا)سرابی یاقوند


اگرمایل بودی اشتراک گذار

کپی باذکرمنبع بلا مانع است





لردرگذرزمان

چهار شنبه 1 دی 1394 ، 23:49

 بنام خدایی که آدم آفرید

مثنوی گلایه از ایل بزرگ بختیاری که با نوشتن ( قوم بختیاری)
خود را از لر یا لر را از خود جدا کرده وبرای دیگر ایل وطایفه وتیره 
و...جای خالی نگذاشته اند...حال نمیدانم بنویسم قوم بزرگ لر
 ازبختیاری بوده یا بختیاری ایلی بزرگ از قوم بزرگ لر بوده؟
آیااین اجحاف در حق دیگرایل وطایفه های لر نبوده؟
چرابرادرانم اینقدرهفت وچهارمیکنند؟
چراخودراازدیگربرادران جدامیکنند؟
اگرلر درلفظ عامیانه لر بوده 
پس قوم بختیاری یعنی چه؟
 
چه کسی میتواند ادعاکند که بختیاری شاخص لر نگاری بوده؟
اگربختیاری خطاکندمیگویند لری خطا کرد نه بختیاری؟
ایکاش سرداراسعد،علیمردان خان،جهان گیرخان ،صمصام السلطنه،
زنده بوداگرچنین است دیگراقوام ایرانی هم بایدبنویسند:
قوم بزرگ قزلباش،قوم بزرگ شاهسوند،قوم بزرک ملک شاهی،قوم بزرگ طرفی 

من یک لرم نه لربختیاری
دارم نشان از لر آریایی
لریعنی لر باهمه ایل وتبار
ازکهگیلویه تالرستان گذار
من یک  لرم نه لربختیاری
دارم نشان از لر آریایی
لریعنی لر باهمه ایل وتبار
ازبختیاری تالرستان مگار
ازپیشینه یک ایرانی تباریم
که با اقوام ایرانی بهاریم
ماقوم لرهستیم نه بختیاری
جدانکن لر را به فخرنگاری
مگرچه فرقی بوده بین لرها
که میزنی پرچین آیینه ها
لرهمگی مگرنبوده اندلر
مبندتو با این تفرقه بندلر
پس من چگونه بنویسم لرم
وقتی نوشتی قوم بختیارم
این قدرنگوییدقوم بختیاری
بگو لر م دارم نشان یاری 
لرهمیشه مخالف جدایی ست
این سنت اقوام آریایی ست
ایرانی ام آیت آریایی
لریعنی آسمان بی ریایی
لریعنی یک جمله بنام اقوام
 کردوعرب باترک آوازه نام
لریعنی آشنابه درد دوران
پیرو دین وآیین شیعیان
لر که نبوده مثل گوشت خیرات
تقسیم کنیداورابه پست اموات
لریعنی که نبوده هفت وچاری
مسوز لررا به نفت بختیاری
لریعنی که درلفظ برابربودیم
نگفتند که بختیاری سرودیم
این یعنی اوج اختلاف افکنی
میان نام لر شکاف افکنی
  لریعنی غیرت وشهادت طلب
 برای ایران بوده تاب وتب 
لریعنی ترک وعرب وبلوچی
 به کردداده دست ادب دوستی
دارم حکایتهای بسیارازلر
لریعنی مثل مختاراست همچو دُر
لریعنی آیین شب یلدایی
مخالف است با هر تب جدابی
لریعنی که خلاصه های عزت
دررگ او جاری شده شهامت
لریعنی چشمه زلال غیرت
نه باشعار با عمل حریت
یابنویس لریعنی بختیاری
تاننویسیم نام لرتکراری
میان ترک نبوده هیچ تفرقه 
یاکردنویسد اقوام نـقده
وقتی نویسید قوم بختیاری
یعنی که توبا لر نداری کاری
نگن جدا از لر خودت راعزیز
که لرکوچک رانباشد ستیز
بزرگی برجدانویسی هرگز
کاررون گرفته جان خودراازدز
پاک نما بدعت خودگرایی
که نام خود جداازلربخواهی
اگرچنین است که شمابگویید
پس لرستان را با چه گل ببویید
لریعتی کهگیلویه تالرستان
ازیاسوج بوده تا تمام ایران
یااینکه حذف کنیم همه نام لر
بگویبم که بختیاری بام لر
برادرم:
نام کبیر همیشه ازصغیر است
اگرامیری بوده ازدلیراست
نوشت علیا مثنوی درد خویش
که تفرقه بوده ره آوردنیش
نوشتم این گلایه را من بجان
که لرهمه برابر است و یکسان
فرق است میان قوم وایل وتبار
هرقوم داردازخودایل های بسیار
این قوم بوده معنی صد ایل درد
که بختیاری جمع نبوده هست فرد
لر یعنی لا که دارد بوی نفاق
از ر ردا گرفته بوی وفاق
توکه بزرگی گویی که سرحدم
چرابه من میگویی که کوچکم
مگربزرگی وسعت زمین است
یااتابک باکوچکی قرین است
من از نیای  سرداراسعدم
که ازبزرگان صدهاعهددرگم
نگودیگر برادرم توچنین
این اختلاف تواز،استعمارببین
آن انگلیس دشمن نام ایران
چنین نموده تفرقه درمیان
بخت نموده یاری گشته ای لر
نه آنکه خودجداکنی چون انبر
این انشعاب لوله  گازکه نیست
به هرکجاخواهیدگذاربدبه لیست
اگرکه توخواهان نام لری
بایدازاین خودبینی درگذری
لرکوچک لربزرگ نداریم
 باهفت وچهاریازده برادرداریم.
دوازدهم امام غائب ماست
یعنی که این یک انتظاری بجاست
 
 شاعر:علی(علیا)سرابی یاقوند
 





غربت قبیله من

دو شنبه 22 تير 1394 ، 3:25

علی(علیا) سرابی یاقوند دو شنبه 22 تير 1394 فرهنگی

*سلام بنام حضرت دوست ڪه هرچه داریم ازلطف وڪرم اوست...*

*بنام حرمت که اگه ازبین بره دوستي دیگرمعنایي نداره...,

یادقبیله

    نام‌آوران قافله از یاد رفته‌اند

 *لُرهای باشرف،محله ازیاد رفته‌اند*


 *من مانده‌ام به‌راستی!اچنین بی صدا؟*

     *شیران مانده درتله ازیادرفته‌اند*


   *«مجلس تمام گشت وبه آخررسید کار»*

   *اسطوره‌های حوصله ازیادرفته‌اند*


    *چپ،راست می‌زندونیز…مردمان لُر*

     *درپشت این معامله ازیادرفته‌اند*


  *این قوم قصه سازخاک«مفرغ وبلوط»*

    *بی بحث وبی‌مجادله ازیادرفته‌اند*


*اینان که زیرضربه‌ی جنگ آنچنان شدند!*

     *حالابدون یک فاصله ازیادرفته‌اند*


    *دیروزجنگ،نام‌شان آوازه بودامروز*

       *مثل نمازهای نافله ازیادرفته‌اند*


   *شعرم فدای طاقت این مردم نجیب!*

    *کاین گونه بی‌مجادله ازیادرفته‌اند*


    *دیشب آسمان پرستاره بودازعشق*

   *امروزدراین چلچله ازیادرفته اند*


   *علیانداردانتظارازمردم شهرغریب*

    *مثل شهیددغاغله ازیادرفته اند؟*

     

     *شعر:علی(علیا)سرابی یاقوند*


                 *التماس دعا* 





شهیدان کجایید

شنبه 20 تير 1394 ، 8:50

 

 

 

 

 

 

 

پیر ما گفت شهادت هنر مردان است عقل نامرد در این دایره سرگردان است

 

 

 پیر ما گفت که مردان الهی مردند که به دنبال رفیق ازلی می گردند

 

 

 

 

 

 شهدا رفتند و ما مانده ایم . برای جانبازان که ماندن چه کردیم  

 

 

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

 

دلم را به آسمان ها می سپارم تا نوشته هایش را به تو نشان دهد تا شاید دفتر قلبم را ورق بزنی و گوشه ای از آن را بخوانی پس برایت می نویسم ، از دل غریب خود برایت می نویسم ، آری خیلی دلم می خواست با تو بودم در میان ابرها ، پیش خدا بودم نمی دانی که چقدر برایت دلتنگم، اشک هایم سرازیر است ای شهیدم، می خواهم با تو صحبت کنم اما با چه زبانی ؟!... با این زبانم که پر از گناه است؟نه نمی توانم! چگونه می شود مهمان آسمان باشم و با زبان زمینی خود صحبت کنم نمی دانم ، چه کنم ؟ پس با زبان کودکی ام برایت می نویسم چرا که به آسمان نزدیک تر است.هرصبح تصویر تو را می نگرم تا شاید تو هم به من نظری کنی نمیدانم نظرمیکنی اصلا می آیی؟ حتما ، تو می آیی . باور کن ، هر روز عطر وجودت را حس می کنم اما چرا نمی بینمت ؟ چرا صورت پر نورت را برایم نما یان نمی کنی ؟ می دانم ، این تقصیر چشم های من است. آن قدر گناه کرده ام که این گناهان چون پرده ای روی چشم ها یم شده اند و من تو را نمی بینم ای کاش دستم را می گرفتی تا این قدر احساس تنهایی نمی کردم . ای شهیدم ، تو اتینک در آسمان ها ماه مجلس شده ای عین ستاره ها چه زیبا می درخشی خوش به حال آن شبی که تو به آن نور می دهی تو به آن آرامش می دهی ای کاش من هم شب ها به جای خفتن در زمین در آسمان ها بودم.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شهر شهید پرور اندیمشک ، خون گرم و استوار نام این همه شهید را فریاد می زند  حرف های من تازگی نخواهد داشت ولی روح می گیرد از پر و بال این شهیدان آن روزها که صدای الله اکبر با عمق احساسی وصف ناپذیر از سینه مردمانی ستم دیده پایه های ظلم را می لرزاند ، روزهای نزدیک به انفجار نور ، شهرمان از شجاعت آلاله ها دلگرم بود.ترس دیگر دست و پای کبوتران را نمی بست آمده بودند اثبات کنند در جبهه های حق و باطل ، حق را دلیرانه فریاد می زنند .

 

 

 

 

 

اگر سرتاپای وجودم بلرزد از یاد آوری نامشان سزاست چرا که ره بی انتهای شهادت ، مردانی بزرگ می طلبد و این عزیزان برایم مظهر واقعی اخلاصند . پس به شکرانه این رشادت ها و برای احترام به ساحت مطهرشان در طول این خیابان گام بر می دارم و در هر قدم خویش برای روح بلندشان صلوات خواهم فرستاد .

 

 

ای شهدا برخیزید گویی این جا همه چیز تمام شده است و انگار نسل جهاد دیده دیروز،به خط پایان رسیده است.اگر سراغمان نیایید و کلامی و حرفی بر زبان نیاورید ما هم کم کم باورمان می شود که همه چیز تمام شده است.باورمان می شود که دیگر رد پایی از شما پیش رویمان نیست ،باورمان می شود که ما هم دیگر باید مد،پرستیژ،آنگارد محاسن ،تیپ اداری و خلاصه همه چیزمان مثل آدم شود !!! اگر شما حرفی نزنید باورمان خواهد شد که امام جلوی چشمانمان جرعه جرعه جام زهر را نوشید و رفت و همگی گفتیم ،الحمد لله جنگ خانمان سوز تمام شد!!! ای شهدا که جوانمردی فقط در ذائقه ی شما بود،لحظاتی از خلوت بهشت فارغ شوید،زخم ترکش ها را فراموش کنید و از ما دلجویی کنید.بعد از شما لباس خاکیمان را از تن درآوردند اجازه نداریم مثل آن روز ها بگوییم "التماس دعا" !!! به ما آموختند که چگونه بخوانیم و بنویسیم !!! 

 

 

ای شهدا،دنیای بی شما و بی امام سخت است ! ای خوش انصاف ها ، اینجا دیگر با خاموشی بلدوزرهای جهادگران ،سنگر و خاکریزی که صداقت و درستی را بنا کند یافت نمی شود.اینجا فانوس ها خاموش است.خیانت به رفیق قاموس و جاویدان و رسیدن به جاه و مقام به بهای خاموشی عزت نفس است . ای شهدا اینجا دیگر از عروج خبری نیست و همه از برای "فنا"دست و پامی زنند . دست های ناپاک به هم گره خورده تا بر نسل جوان امروزی روح بی اعتقادی و دین زدگی را جریان دهد. 

 

 

دنیای غرب بر دل ها طبل هوس می کوبد و روزگار مردم پر فتنه ای که با زبان دین جویای مراد دنیا و مسند و بقا بر قدرت خویش اند و از تکه تکه شدن پیکر ها نردبان صعود می سازند اگر در برابر مظالمشان کلام حق بگویی به "مسلخ گاه"هوی و هوسشانقربانی می شوی و خلاصه اینجا بازار هزار رنگ بی مهری هاست. اینجا ساکنینش به جرم بی وفایی محکومند .آری شهدا برای همین است دلمان تنگ شماست از قول ما به امام بگویید قرار ما این نبود .دیگر از شما گفتن از چند شب خاطره فراتر نمی رود گریه و حسرت در فراق شما به جهالت و حواس پرتی یاد می شود .ای شهدا، به داد ما برسید،اینجا ماندن سخت است. در قنوتمان دلتنگی شماست و در سجده هامان بی تابی فراقتان و در رکوع هایمان خمیدگی دوری از شهادت است .ای شهدا سکوت غربت مان ،درد ناک ترین دردیست که تاب تحمل را از وجودمان زدوده است. ما هرگز به چنین صلح سبزی !!!!! فکر نمی کردیم و تنها میدان های سرخ ،اندیشه مان بود و اینک در قبیله درداز همه کس ما بازمانده ترینیم . به جرم بی شهادتی ریاضت تدریجی مرگ را منتظریم و در تب و تاب وصل به شما لحظه شماریم ، واگر این نباشیم باید آنقدر بی تفاوت شویم که همه چیزمان را یک شبه فراموش کنیم تا ما هم به نوایی برسیم و از راه کارهای تملق و چاپلوسی با فراموشی تفکر امام ، خادمین درگاه مصلحت اندیشان شویم . ای شهدا در روزگار فقر محبت ها نگاهمان لبریز از باده التماس به شماست اگر خوب گوش کنید خواهید دانست که دل شکسته ما بهترین تاری است که در فراقتان شب و روز را می نوازد . بعد از شما تحمل خیلی چیز ها سخت است به بهانه صبر ما را به "سکوت" مرگ آوری دعوت می کنند.

 

 

 

 

 

کام یابی های دنیا مقدمه فراموشی ذکر خداست و خاتمه اش با لبخند شیطان مأنوس است . ای شهدا ما برای شما صبر می کنیم ولو با فنا و فراموشی مان.

 

 

 

 

 

ای شهدا شما که در جلوت دوست خلوت انس یافته اید دستی بر دل های پیر رنج ما برآورید.

 

 

 

 

 

خداحافظ ای شهدا ، ای گلبرگ های خونین شلمچه ، ای لبهای سوخته فکه ، ای گلوهای تشنه ، ای تشنه های فرات شهادت ، خداحافظ ، شما رفتید و مائیم و راه نا تمام ! ...

 

 

 علی سرابی یاقوند

 

 





هوم ولاتی سلام

دو شنبه 21 ارديبهشت 1395 ، 6:47

سلام،هوم،ولاتی

☜◀◆◆•لــــــرم....☜◀◆◆••لــــــرم زاگرس نشینم

...آسمان سقف خانه ام....☜گَوَنْ توشه ایلم..

.•یکتاپرستی صادقم ....☜•اسلام دین وآیینم......•شیعه آل مرتضی علی ام...☜•کهن ترین نسل به روی زمینم....☜•خون حسین میجوشددرضمیرم......☜•شاگردعباس وسازش نمیپذیرم....•برای دشمنان دین همیشه درکمینم......☜••آری لــــــرم واینچنین،مینویسم،بیادسرداران وشیرمردان وشیرزنان،قوم بزرگ«(لر)»من ازتبارمردان ایل غیرتم،،،،من،ازنیای،شیرمردان اتابکم،منم☜علیا☜نواده دامان مادری بااصالتم،مینویسم ازشهامت مردان وشیرزنان پاک دامن ایلم مینویسم ازشهیدان راه وطن واندیشه،☜علی اکبرشکارچی مینویسم☜✦ازفاتحان قندهار

از شجاعت علیمردان خان بختیاری یادگارحماسه هایی ازشرافت وعزت وسربلندی،که ازغیرت محکم،واستوارهمچون دژسنگی اش بربلندای سالندباشعاراینکه○○○ اگرعقاب ازآسمان سالندعبورکندبایدیکی ازبالهای،خودراودیعه گذارد...شیرمردی ازقوم اصالت باستان....فرزندشیرزنی که لقب،سرداری گرفت بی بی مریم.....وازنسل پاک مردی☜ازدیارزاگرس وقوم لر......ازسرزمین باستان

 




صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 41 صفحه بعد

تماس با ما

زاگرس نشینان لر

با ما در ارتباط باشيد

ما دوست داريم از نظرات شما در اطلاع باشيم

توضيحات مختصر درباره شرکت و اطلاعات تماس شرکت

اطلاعات سايت

زاگرس نشینان لر

مدير سايت: علی(علیا) سرابی یاقوند

قدرت گرفته از بلاگفا

با ارسال ايميل ما را از نظرات ارزشمند خود مطلع نماييد

پست الکترونيک ما: borkol.bori@gmail.com